عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
768
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
نشنيدهام ، در نماز بامداد ما را امامى ميكرد ، و خواستيم كه سورة البقرة خواندى ، يا در قراءت بيفزودى ، از بس كه خوش ميخواند . وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً - حمزة زبورا بضم « زا » خواند ، و اين را دو وجه است : يكى آنكه جمع زبر باشد بمعنى مزبور ، مصدرى بجاى اسم نهاده . چنان كه گويند : هذا ضرب الامير ، اى مضروبه ، و هذا نسج اليمن ، اى منسوجها ، و چنان كه مكتوب را كتاب گويند ، و محسوب را حساب گويند . و روا باشد كه آن را جمع كنند ، و گر چه مصدر است ، زيرا كه بجاى اسم افتاده ، نبينى كه كتاب مصدر است در اصل ، لكن چون بمعنى مكتوبست او را بر كتب جمع كنند . همچنين زبر را زبور جمع كنند ، لوقوعه موقع الاسم ، و هو المزبور ، و ان كان فى الأصل مصدرا . وجه دوم آنكه : احتمال دارد كه زبور بضمّ جمع زبور باشد بفتح ، و اين جمعى باشد زوائد از آن حذف كرده ، و بر خلاف حركت اقتصار كرده ، چنان كه گويند : كروان و كروان ، و ورشان و ورشان ، و اسد و اسد ، و فرس ورد و خيل ورد ، و رجل ظريف و رجال ظروف . چون روا بود كه اينها را چنين جمع كردند ، همچنين ممتنع نباشد كه زبور را بر زبور جمع كنند . باقى « زبورا » خوانند ، بفتح زا ، و وجه اين ظاهر است : فانّ زبور بمعنى مزبور ، فعول بمعنى مفعولست ، كركوب بمعنى مركوب . و زبور نامى است خاصّه اين كتاب را . و گفتهاند : زبور صد و پنجاه سورة است كه در آن ذكر حدّ نه ، و حكم نه ، و فريضه نه ، و حلال و حرام نه . وَ رُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ - اين به آن فرو آمد كه جهودان گفتند : ربّ العالمين ذكر پيغامبران كرد ، و قصّهء ايشان با محمد بگفت ، و كار موسى بر ما